گذر زمان در تهران!! | بلاگ

گذر زمان در تهران!!

تعرفه تبلیغات در سایت
با سلام و خسته نباشید!

عمر منم داره تو تهران می گذره....

بعد هفته ها ... احساس های سابقم.. برام تازه شد. چیزاییکه دوسشون داشتمو دیدم.. تو دانشگاهو میگم!

حس هایی که الان تلخ شدن... ولی من همون احمق سابقم! درکشون می کنم... هرچند کسی نیست که نگه حق با من نیست!

خلاصه.. آخرین کلاس امروزمون برا ارزیابی شنوایی بود... استادمون گفت تا آخر این ترم ارزیابی های اولیه و عادی کلینک رو یاد میگیریم... و از ما انتظار داره برای آخر ترم 7 نفر رو ارزیابی!! کرده باشیم... همون وزیت کردن خودمون... از هفته دوم آبان میریم observ... چه حس خوبیه!! اومدم اینو بگم. خوشحالم خیر سرم!

دیروز کلی خرت و پرت خریدم... ولی یادم اومد یه چیز اساسی نخریدم! با شقایق رفتم دنبالش... شهر کتابم رفتم... یه دفتر خریدم، کاشت قفل می داشت! میخوام خاطره بنویسم.. قبل از این که همه چیو پاک کنم...

با این خاطراتی که تو تهران برام رقم خورد، مطمئن شدم رمان ها... با همه ی حس های شیرینی که به آدم میدن و باعث میشن وقتی خسته ای بخوای بازم بخونیشون، می تونن واقعی باشن...

خودم! تو بیست سالگی.... رمانی شدم برا خودم...

امروز، چه پیرهن سفید جالبی دیدم... لاغر... با این که تغییر کرده مثلا.. اما برام همون محیط پیرهن سفید سابقه... انگار از اول میدیدم آینده رو.... .

پنیری نوشت

6 مهر 95

تهران در گذر زمان,...
نویسنده : بازدید : 6 تاريخ : چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 7:33